نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۰۱ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

نیست جز اقرار عشق حاصل گفتار من

چهره به خونین رقم حجت اقرار من

عشق تو زآغاز کار برد قرار دلم

تا به چه گیرد قرار عاقبت کار من

خانه من پست شد رخنه به جان درفتاد

ریخت درون سیل عشق از درو دیوار من

هر غم دشوار را روی درآسانی است

هیچ گه آسان نشد این غم دشوار من

داغ تو دارم به دل نقش بر او نام تو

این رقم دولت است سکه دینار من

چند سگانت کشند درد سر پاسبان

پاس شبت را بس است دیده بیدار من

بس که دهم جامیا درد و غم از دل برون

مجلس ماتم بود دفتر اشعار من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و درد ناشی از آن است. شاعر با اقرار به عشق و تأثیر عمیق آن بر دل خود، به بیان مشکلات و غم‌هایی که به خاطر این عشق تحمل کرده، می‌پردازد. او به تصویرسازی از حال و روز خود می‌پردازد که خانه‌اش به خاطر عشق و داغ فراق خراب شده و غم‌ها هرگز برایش آسان نبوده‌اند. در انتها، اشاره می‌کند که اشعارش تبدیل به مجلسی از ماتم و درد شده است.