شمارهٔ ۴۱۴ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
فصل بهار شد بگشا چشم انتباه
در خط سبزه و ورق لاله کن نگاه
بین خط سبز سبزه که هر تازه حرف ازان
چون بر کمال صنعت صانع بود گواه
لاله کش از میان الفی برزده ست سر
دارد برای نفی سوی شکل لا اله
خواهی که سر حشر شود منکشف تورا
عریان ز گل برآمده بین شاخ هر گیاه
درحال بی قراری عالم اگر تو را
هست اشتباه برلب جو کن قرارگاه
در آب جو تشابه امثال را ببین
زانجا قیاس گیر بقای جمال و جاه
جامی چو نیست نعت بقا جز خدای را
زین پس بجز فنای خود اندر خدا مخواه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این فصل از بهار، به زیبایی طبیعت و شکوفایی گلها اشاره شده است. شاعر به ما میگوید که باید با دقت به سبزه و لاله نگاه کنیم؛ زیرا اینها نشاندهنده نعمتهای خداوند و هنر او هستند. همچنین، او به ما یادآوری میکند که زیبایی و جاودانگی تنها در ذات خداوند نهفته است و باید از دنیا و زیباییهای آن به خداوند نزدیک شویم و به فنا و ناپایداری دنیا واقف باشیم. با این حال، در میان بیقراریهای جهان، آرامش را در جو به دنبال باید بود و از تشابهات موجود در طبیعت برای درک حقیقت و جاودانگی استفاده کرد.