شمارهٔ ۴۱۹ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
ابروی تو هرکه دید ای ماه
زد نعره که الهلال والله
از عرش گذشت دست همت
وز فرش حریم توست کوتاه
خواهم به هوای تو بتان را
کس نیست تورا چو من هواخواه
هیچ است دهانت لیکن از وی
افتاده بسی سخن در افواه
باما چه رود گهی که آیی
زآینده کسی نباشد آگاه
هرکس که نهاد در رهت روی
کی پشت نهد به مسند جاه
جامی که عزیزی جهان یافت
قد عز بذله لمولاء
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر با زیبایی به توصیف جذابیت و محبوبیت بینظیر محبوب میپردازد. شاعر ابروان محبوب را با هلال ماه مقایسه میکند و میگوید که هر کس آنها را ببیند، تحت تأثیر زیبایی او قرار میگیرد. او همچنین بیان میکند که هیچ کس به اندازه او (شاعر) به این محبوب علاقه ندارد و تمامی صحبتها در مورد محبوب به خاطر جذابیت اوست. شاعر از احساسات خود نسبت به محبوب میگوید و تأکید میکند که هیچ کس نمیتواند به شکل او در این مسیر حرکت کند. در نهایت، او به ارزش وجودی محبوب و تأثیر او بر جهان اشاره میکند.