نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲۲ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هست انجمن ما چمنی پر گل و لاله

گل عارض ساقیست دراو لاله پیاله

افسرده چو ژاله ست نگهدار خدایا

از ساحت این تازه چمن آفت ژاله

باشد سخن عشق یکی لیک گرفته

عارف ز دل صافی و واعظ ز رساله

می ده که گره شد به دلم غصه ایام

آب است دوا چون به گلو ماند نواله

خطی که مرا می رسد از دولت عشقت

رنج همه روز است و بلای همه ساله

گر ناخوشی از دادن یک بوسه به جانی

پیش آر لبت تا کنم این بیع اقاله

جامی مطلب جودت شعر از مدد فکر

کین کار به امداد الهیست حواله

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف فضایی دلنشین و عاشقانه می‌پردازد که در آن گل‌ها و لاله‌ها نماد زیبایی و عشق هستند. شاعر به ساقی اشاره می‌کند که خود نماد عشق است و به کلماتی مانند افسردگی و غم نیز اشاره دارد. در ادامه، شاعر به سختی‌ها و غم‌های زندگی و عشق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که عشق و می‌گساری یکی است. همچنین در نهایت درخواست می‌کند تا به او بوسه‌ای بدهند تا از غصه‌ها رهایی یابد و به یادآوری می‌پردازد که الهام شعرش از لطف و مدد الهی است.