نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲۷ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

وقت گل ترک می و جام که چه

دوری از یار گل اندام که چه

مجلس آراست گل توبه شکن

توبه از باده گلفام که چه

می پرستان همه در رقص طرب

گر گرانجان نیی آرام که چه

سخن عشق مگو با زاهد

نکته خاص بر عام که چه

گوش بر توست دعاگویان را

زیر لب دادن دشنام که چه

کشته چشم توام زلف بپوش

مرغ بسمل شده را دام که چه

چند ازان لب طلبی جامی کام

پیش اهل کرم ابرام که چه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تمایل و شوق به لذت‌های دنیوی، به‌ویژه در مورد می و باده و عشق اشاره دارد. شاعر به دوری از معشوق (یار) و عدم اهمیت به توبه و زهد می‌پردازد. او به زیبایی لحظه‌های خوش‌گذرانی و شادی در جمع می‌پرستان تأکید می‌کند و نسبت به سخنان زاهدان که عشق و لذت را زیر سوال می‌برند، بی‌توجهی نشان می‌دهد. ظاهر این شعر به نوعی دعوت به زندگی و لذت از زیبایی‌های آن است و از تمام فشارهای اجتماعی و محدودیت‌ها فاصله می‌گیرد. در نهایت، شاعر به نظر می‌رسد که به دنبال عشق و خوشی از طریق باده، زیبایی و مغفرت است.