نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳۴ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ای نامه ز خود به خود نوشته

در وی همه نیک و بد نوشته

هر دم صنعت ز لوح هستی

صد حرف سترده صد نوشته

در نقطه خال عارفان را

سر ازل و ابد نوشته

بر صفحه چهره سالکان را

آیات قبول و رد نوشته

در خاک دمیده جان و نامش

نسرین بر و سروقد نوشته

از گل بنموده روی وصفش

گلچهره و لاله خد نوشته

این گفته به عشق خوان که جامی

از عشق نه از خرد نوشته

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان اندیشه‌هایی درباره زندگی و عشق می‌پردازد. شاعر می‌گوید که زندگی خود نوشتاری است که در آن همه چیز، چه خوب و چه بد، ثبت شده است. هر لحظه از زندگی مانند یک نوشته جدید است که بر لوح هستی قرار می‌گیرد. عارفان به عمق این نوشتار پی می‌برند و از سرچشمه وجود و عالم برتر آگاهی پیدا می‌کنند. زیبایی‌ها و نام‌ها در این جهان خاکی نیز به نوعی به تصویر کشیده می‌شوند. در نهایت، شاعر به این نکته می‌رسد که این همه حرف و پیغام در حقیقت از عشق ناشی می‌شود و نه از عقل و خرد.