نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴۹ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

فداک امی یا غایة المنی و ابی

بسوخت جان من از جان من چه می طلبی

اگر خموش کنم گوییم که بی خبری

وگر خروش کنم رانیم که بی ادبی

جهان صحیفه حسن و جمال لم یزلیست

وز آن صحیفه به وجه حسن تو منتخبی

چگونه از تو نمانم عجب که می بینم

به زیر هر خم زلفت هزار بوالعجبی

تو ابر جودی و من کشت تشنه لب بی تو

بیا بیا که کنم با تو شرح تشنه لبی

ز هجر روی تو روزم تمام نیم شب است

حذر کن از اثر ناله های نیم شبی

عرب نژاد بود یار و می کند جامی

به فارسی غزل اوصاف حسن آن عربی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزل "فداک امی یا غایة المنی و ابی" حس عشق و اشتیاق عمیق را بیان می‌کند. شاعر از دل‌تنگی و درد جدایی از معشوق سخن می‌گوید و می‌گوید که حتی اگر سکوت کند، این سکوت به معنای عدم احساس نیست، و اگر فریاد بزند، آن را به عنوان بی‌ادبی تعبیر می‌کنند. شاعر زیبایی و صفات معشوق را ستایش کرده و به تشنگی خود به خاطر دوری از او اشاره می‌کند. او خود را تشنه لب و معشوق را همچون ابر رحمت می‌داند و از عاشقی‌اش به شدت ابراز نارضایتی می‌کند. روز و شب‌هایش به خاطر زیبایی معشوق به شدت تحت تأثیر قرار گرفته و ناله‌های نیمه‌شب و معشوق عربی و زیبایی‌های او را به تصویر می‌کشد. این غزل بیانگر عمیق‌ترین احساسات انسانی در عشق و انتظار است.