نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۶۹ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از هیچ نشان داده دهانی که تو داری

بر موی کمر بسته میانی که تو داری

صد جامه جان چاک شود چون بخرامد

با لطف قبا سرو روانی که تو داری

شد از کشش ابروی تو قامت ما خم

کس را نرسد زور کمانی که تو داری

خط سبزی و رخ خوان جمال است و جهانی

مهمان شده سبزی و خوانی که تو داری

آنان که اسیران تو را طعنه زنانند

غافل شدگانند ز آنی که تو داری

هرکس ز جمالت شده قانع به نشانی

بیرون ز نشانهاست نشانی که تو داری

جامی به غزل کوش که در حد کمال است

برطرز حسن این سخنانی که تو داری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق می‌پردازد. او معتقد است که هیچ نشانی از زیبایی معشوقش، مانند لبان او، نمی‌تواند با زیبایی‌های دیگر مقایسه شود. زیبایی او سبب شده که حتی اندام شاعر نیز تحت تأثیر قرار گیرد و خم شود. شاعر به ویژگی‌های خاص معشوقش اشاره می‌کند، از جمله ابروهایش که مانند کمان است و جمال او که جهانی را مجذوب خود کرده است. او همچنین به کسانی که به معشوقش طعنه می‌زنند، اشاره کرد و می‌گوید که این افراد از زیبایی واقعی او غافلند. شاعر در نهایت به زیبایی سخن و غزل اشاره کرده و می‌گوید که باید با زیبایی معشوق در خلق شعر تلاش کند.