نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۱ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

عن وصفک ضاقت العبارات

فی ذاتک طاحت الاشارات

موجود تویی علی الحقیقه

باقی نسبند و اعتبارات

نتوان ز حقیقت تو تعبیر

بی تشبیهات و استعارات

شد تلخی دوری از تو بسیار

کم اجرع هذه المرارات

ویرانه نشین شدیم تا تافت

عشق تو عماری از عمارات

پیغام جفا و جور دادی

خوشوقت شدیم ازین بشارات

رنگ رخ و اشک سرخ جامی

بر درد نهان بود امارات

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به وصف یار و عشق می‌پردازد و می‌گوید که کلمات قادر به بیان حقیقت او نیستند. با وجود تلاش برای توصیف عشق و احساسات، هیچ تشبیه و استعاره‌ای قادر به انتقال واقعیت آن نیست. شاعر از تلخی دوری از معشوق و دردهای ناشی از این دوری سخن می‌گوید و به ویرانی‌ای که عشق او به وجود آورده اشاره می‌کند. در پایان، از پیغام‌های دردناک و رنج‌آور صحبت می‌کند که باعث شادی او شده است و همچنین به نشانه‌های عشق و درد در چهره و اشک‌هایش اشاره دارد.