نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۲ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

ای دو گیسوت شب قدر و برات

جان فدا کرده برات اهل نجات

یافت بر خاک درت جا سر من

نلت من بابک اعلی الدرجات

سبزه خط تو بالای لب است

برتر آمد ز شکر قدر نبات

بعد مرگم به وفا وعده دهی

می دهم جان به تمنای وفات

زخم تیغ تو دلم راست دوا

چون قلم می نکشم سر ز دوات

سر عرفان طلب از گرمروان

واقفان را چه وقوف ازعرفات

شعر جامی و سواد خط او

ظلمات است و در او آب حیات

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و محبت به معشوق اشاره دارد و عشق را به عنوان نجات‌بخش و جان‌فدای لحظات ارزشمند زندگی معرفی می‌کند. شاعر با توصیف ویژگی‌های معشوق، از جمله گیسو و لب، او را برتر از هر چیز می‌داند. همچنین از عشق و دلدادگی خود سخن می‌گوید و متعهد می‌شود که جانش را برای او فدای کند. در پایان، شاعر به زخم‌ها و دردهای عاشقانه اشاره می‌کند و می‌خواهد که درک عمیق‌تری از عرفان و حقیقت داشته باشد. شعر در نهایت به قدرت و زیبایی ادبیات اشاره می‌کند، که می‌تواند روح‌بخش و حیات‌آفرین باشد.