شمارهٔ ۵۳ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ساقیا چند ذکر موت و حیات
باده در ده که کل آت آت
سیآت من است هستی من
حسناتم ازان خلاص و نجات
چند جامم بده پی اندر پی
اذهب السیئات بالحسنات
پیش خم میم به سجده درآر
که نمازاست افضل الحرکات
دهنم را ز غیر باده ببند
که صیام است احسن السکنات
واقفم کن به کنج دیر که حج
لیس الا الوقوف بالعرفات
تا به کی بانگ هی هی ای صوفی
می دهد بوی دوری از هیهات
نامدی هرگز از جهات برون
کی خبر یابی از برون جهات
در میخانه جات شد جامی
نلت والله ارفع الدرجات
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است. شاعر از ساقی میخواهد که بادهای را به او بدهد که نماد حیات و شادی باشد و به او کمک کند تا از گناهان خود عبور کند و به نیکیها دست یابد. او به سجده در پیش خم میم اشاره میکند و بر اهمیت نماز و عبادت تأکید میکند. همچنین، توصیه میکند که ذهن خود را از موضوعات غیرمفید خالی کند و به معنای حقیقی حج و عرفات توجه کند. نهایتاً، شاعر از صوفی میخواهد که از دنیای بیرون فاصله بگیرد و به جستجوی حقیقت در درون خود بپردازد. در پایان، اشاره به میخانه و جام به عنوان نماد راهی برای رسیدن به درجات بالاتر معنوی دارد.