شمارهٔ ۵۷ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
گنج جمالی و کاینات خرابت
شاهد غیبی و آب و خاک نقابت
مست تو بودم هنوز مبدع فطرت
دست فراغت نشسته از گل و آبت
جان و دلم تازه شد ز وعده وصلت
خاصیت آب یافتم ز سرابت
نازکنان شب خیال تو به من آمد
گفتمش ای جان فدای ناز و عتابت
ملک وجودم گرفت عشق تو یکسر
گفت اذا عمت البلیة طابت
روی به عشق آر جامی از همه عالم
تا بنماید طریق صدق و صوابت
کشف حجاب از کتاب عقل چه جویم
چون ز ورقهاش تو به توست حجابت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و زیبایی اشاره دارد و دربارهی تجربههای عاطفی شاعر مطرح میشود. شاعر به شوق وصال محبوبش، نشانههای عشق و زیبایی را به تصویر میکشد و از احساسات عمیق خود میگوید. او در حالت مستی از زیباییها و عشق میگوید و دوری و نزدیکیش به محبوب را توصیف میکند. در نهایت، شاعر به اهمیت عشق و درک عمیق آن اشاره میکند و میگوید که در این عشق، حقیقت را میتوان یافت.