نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۰ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گفتم به قامتت ز کجی خوشتر است راست

کرد ابرویت ز گوشه اشارت که این خطاست

مایل به ابروی تو شدم قد دلکشت

گفتا ز راست میل تو سوی کجی چراست

کج آن توست و راست هم ای شاه نیکوان

گر خاست فتنه ای ز کج و راست از تو خاست

گر دارد ابرویت کجی عین راستیست

با راستی قامت تو خود کجی کجاست

من نی کجم نه راست مرا هر صفت که هست

عاریتیست وان به حقیقت همه تو راست

پشت من از تخیل ابروی توست کج

طبع من از تصور بالای توست راست

جامی چو راستی و کجی جمله از تو دید

بهر تو خواست هر کجی و راستی که خواست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از زیبایی ابرو و قامت محبوبش سخن می‌گوید و به بازیابی مفهوم راست و کج پرداخته است. او بیان می‌کند که کج بودن قامت محبوبش به حق زیباست و گویی کجی و راستی در وجود او به هم پیوسته‌اند. شاعر می‌گوید که خود نه کج است و نه راست، بلکه توصیف‌ها و ویژگی‌ها به محبوب تعلق دارند. به نوعی، او به رابطه عمیق میان زیبایی و حقیقت اشاره می‌کند و می‌گوید که هر دو صفت کجی و راستی تنها به وجود محبوب ارتباط دارد. در نهایت، شاعر می‌خواهد بگوید که نگاهش به جهان از منظر زیبایی و وجود محبوبش شکل می‌گیرد.