نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

خط دمید از لب نوشین تو شیرین دهنا

خضر خواند انبته الله نباتا حسنا

خامه صنع ثنای تو رقم کرد به حسن

برگل از سبزه نوخیز زهی حسن ثنا

درازل سر دهانت ز ملک خواست حکیم

نعره برداشت که سبحانک لا علم لنا

سست بنیاد بود وعده وصل از تو بسی

کی توان خانه امید برآن کرد بنا

عمرها پیش تو در ظل عنایت بودم

داغ هجر تو بدل کرد عنایت به عنا

از قفس چند زند لاف تکلم طوطی

یک نفس لعل شکرریز تو گو در سخن آ

مرد کو دست به زربخشی رندان نگشاد

به بود بسته کف او چو عروسان به حنا

گربه خروار بریشم نبود تاری چند

بس بود بر خرک عود ز اسباب غنا

می پرستان همه از صاف بقا در طربند

کام جامی چه بود جرعه ای از جام فنا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر با زبان زیبای فارسی به توصیف محبوب و زیبایی آن می‌پردازد. لب‌های شیرین محبوب مانند دمی دمیده توصیف می‌شود و زیبایی‌اش به قدری است که از سوی خضر، نماد زندگی و نیکی، ستایش می‌شود. شاعر بیان می‌کند که خداوند با قلم خود زیبایی محبوب را بر گل‌های تازه می‌نویسد و سرشار از حکمت است. وی همچنین به دشواری‌های عشق و وعده‌های ناپایدار می‌پردازد و از سال‌های طولانی انتظار در زیر سایه محبت صحبت می‌کند. شاعر به تمثیل پرنده‌ای اشاره می‌کند که توان گفتگو ندارد و فقط به زیبایی محبوب می‌اندیشد و در نهایت، به لذت‌ها و شادی‌های می‌پرستان اشاره می‌کند که به خاطر بقا در حال شادی هستند. او این سوال را مطرح می‌کند که تجربه لحظات خوشی با محبوب چه ارزشی دارد و به عمق احساسات و زیبایی‌های عشق می‌پردازد.