نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۳ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

رخت روز طرب را بامداد است

سر زلفت شب غم را سواد است

تویی کعبه به هر شهری که باشی

چو مکه نام آن خیر البلاد است

ز آه چون عمود آتشم چرخ

به هر شب چون « ارم ذات العماد» است

نکو دار اعتقاد ای دل به خوبان

که رأس المال صوفی اعتقاد است

در اقلیم عدم رو کرده جانم

ز تو در آرزوی خیرباد است

در افسون خوانی دل خال و زلفت

یکی شاگرد و دیگر اوستاد است

سگت بگذار گو رسم دویی را

که جامی در مقام اتحاد است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر اشاره‌ای به زیبایی و عشق دارد. شاعر صبح را زمان شادابی و شب را زمان غم می‌داند و معشوق را به عنوان کعبه‌ای در هر جا می‌ستاید. او از حرارت دلش و آرزوی وصل سخن می‌گوید و به اهمیت اعتقاد در تصوف اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر به عشقی خالص و اتحاد می‌پردازد و از خواندن افسون‌های دل در محبت می‌گوید.