شمارهٔ ۶۸ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خانه دل خراب کرده توست
چشمه جان سراب کرده توست
خورد را چشم او ندیده به خواب
هر که بی خورد و خواب کرده توست
زاشک نومیدی و نم حسرت
دیده تر پر آب کرده توست
گرچه مویم سفید گشت چو شیر
چهره از خون خضاب کرده توست
تا تو رند و شرابخواره شدی
دل خلقی کباب کرده توست
چشم گریان من ز عکس لبت
ساغر پر شراب کرده توست
جامی و شعر خوش توو دشنام
شعرهایش جواب کرده توست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عواطف ناامیدی و حسرت شاعر اشاره دارد. او از عشق و درد ناشی از آن سخن میگوید و بیان میکند که خانه دلش به خاطر محبوبش خراب شده و جانش تحت تاثیر او دچار تشویش گشته است. شاعر اشاره میکند که افراد دیگر نیز به خاطر بیخوری و بیخوابی به نوعی تحت تاثیر او قرار گرفتهاند. همچنین، با وجود اینکه موهایش سفید و چهرهاش خونی شده، همچنان نسبت به محبوبش احساس وابستگی دارد. او به تاثیر عمیق عشق بر دلهای دیگران و اینکه واژهها و شعرهایش تحت تاثیر محبوبش قرار دارد، اشاره میکند. در نهایت، نوشتههایش به عنوان پاسخی به دشنامها و تنشهای عاشقانه تعبیر میشود.