شمارهٔ ۶۶ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
آنچه در عشق توأم دمبدم است
رنج بر رنج و الم بر الم است
شاد باد از تو دل پر هوسان
گر من از غصه بمیرم چه غم است
نیست برمن ستم از تیغ تو زخم
می زنی بر دگران آن ستم است
گر کنی میل به دینار و درم
آنم از دولت عشقت چه کم است
دلم از داغ غمت پر دینار
جیبم از سیم مژه پر درم است
در حریم تو دل سخت بتان
زیر پا بیش زریگ حرم است
سر نپیچد ز سگانت جامی
خدمت اهل وفا مغتنم است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان عواطف و آلام عشق میپردازد. شاعر میگوید که عشق او همراه با درد و رنج است، اما با وجود این رنجها، از شادی و امید در دل عاشقانهاش بهرهمند است. او بیان میکند که اگرچه ممکن است بر او ظلمی از سوی معشوق باشد، اما این ظلم تنها شامل دیگران میشود. شاعر همچنین به ثروت و دارایی اشاره میکند و میگوید که عشق او از هر چیز دیگری ارزشمندتر است. در نهایت، شاعر از وفاداری و محبت در دوستی و عشق سخن میگوید و آن را چیزی ارزشمند میداند.