شمارهٔ ۹۶ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
چندم از خویش جدا خواهی داشت
برمن این داغ روا خواهی داشت
همچو مورم به سر راه وفا
در لگد کوب جفا خواهی داشت
می کنی پی سپرم جان به فدات
اگر این رسم بپا خواهی داشت
دل من کاخ طرب خواهد بود
تا درین غمکده جا خواهی داشت
تا قبا بندی ازینسان صد دل
بسته در بند قبا خواهی داشت
صاف کردی دل خود آینه وار
روی در اهل صفا خواهی داشت
هر قضایی که رود بر جامی
نیست غم گر تو رضا خواهی داشت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات از جدایی و داغی که بر دلش نشسته سخن میگوید. او خود را مانند موری در مسیر وفا میبیند که زیر پا نادیده گرفته میشود. با این حال، اگر طرف مقابل واقعاً بخواهد که وفادار باشد، بر این درد غمانگیز فائق خواهد آمد. دل شاعر برای شادی و خوشی آماده است، حتی در این غمخانه. او به این نکته اشاره میکند که در دلش، دور از غمها، میتواند عشق و شادی را جستوجو کند تا زمانی که این عشق واقعی و رضایت در زندگیاش وجود داشته باشد.