شمارهٔ ۹۹ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
نه دل بی تو ز جانی دور مانده ست
که از جان جهانی دور مانده ست
به کشتن لایق است آن کس که زنده
ز چون تو دلستانی دور مانده ست
جدا افتاده از بالین راحت
سرم کز آستانی دور مانده ست
ز فرهاد آن که کم گوید فسانه
ز شیرین داستانی دور مانده ست
مدان دور از جوانی حالت پیر
بتر زان کز جوانی دور مانده ست
سگت بگذاشته لاغر تنم را
همایی ز استخوانی دور مانده ست
ز جامی دور باشد نکته رانی
چنین کز نکته دانی دور مانده ست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره دوری و فراق است و احساسات عمیق عاشقانه و ناامیدی را بیان میکند. شاعر میگوید دل او به خاطر دوری معشوق از جانش جدا مانده و این جدایی او را به شدت آزرده خاطر کرده است. او اشاره میکند که کسانی که از زیبایی خود و عشق دور ماندهاند، سزاوار مرگاند، و از حالتی که بیتنهایی و بیمعنایی به سر میبرند، ابراز نارضایتی میکند. همچنین، شاعر به دوری از جوانی و نداشتن عشق و شیرینیهای زندگی اشاره میکند و نشان میدهد که این دوری به او آسیب رسانده است. در مجموع، شعر بیانگر درد و اشتیاقی عمیق در نتیجهی فاصلهای غیرقابل تحمل از محبوب است.