بخش ۸۷ - پند چهارم سلیمی جرونی
سلیمی جرونی / شیرین و فرهاد / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
چهارم پند من این است ای ماه
که سوی خود مده غماز را راه
مکن غماز را تمکین که غماز
به دیگر کس بگوید حال تو باز
نداری مردم غماز را دوست
که نیک ار باز بینی، دشمنت اوست
بود تا سعی و جهد از وی بپرهیز
که غماز است هر جا آتش انگیز
به خود غماز اشک بی ترحم
از آن رو می فتد از چشم مردم
مشو با مردم غماز همدم
مساز او را بر خود هیچ محرم
که پیش مرد دانا روشن است این
که در دوزخ بود مرد سخن چین
سخن چین را به دانا محرمی نیست
چرا کان بی سعادت آدمی نیست
ببر تا می توانی زو ارادت
جدایی زو نباشد جز سعادت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این چهارم، شاعر به ما предупреж میدهد که باید از معاشرت با افراد غماز (سخنچین) پرهیز کنیم. او میگوید که غماز نه تنها دوست خوبی نیست، بلکه ممکن است اسرار و عیوب ما را به دیگران بگوید و به همین خاطر، از او دوری کنیم. او تأکید میکند که چنین افرادی همیشه باعث ایجاد مشکل و آتشافروزی میشوند و بهتر است از آنها فاصله بگیریم. در نهایت، این ارتباط را با سعادت و جدایی در زندگی مرتبط میداند و به ما میآموزد که با افراد دانا و راستگو دوست باشیم.