نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۸۵ - پند دوم سلیمی جرونی

سلیمی جرونی / شیرین و فرهاد / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

دوم پند آنکه با نادان مشو یار

که از نادان، کشی اندوه بسیار

ز نادان، عاقل آن به کو گریزد

که از او جز سیه رویی نخیزد

ز دانا گر رسد صد جور بهتر

که نادانت دهد صد بدره زر

ببر از مرد جاهل تا توانی

که با او هست ضایع، زندگانی

مکن هم صحبتی با هیچ جاهل

که خوش زد این مثل، آن مرد کامل

که با ناجنس، صحبت داشت یک دم

اگر جنت بود، باشد جهنم

اگر خواهی که هرگز نبودت بد

نشین تا می توان، با بهتر از خود

سخن بشنو ز دانا، تا که بتوان

مبین نادان که بادا مرگ نادان

تو شیرینی شنو این پند شیرین

که دانایان پیشین گفته اند این

که با ناجنس منشین و میامیز

بود تا سعیت از نادان بپرهیز

که یک نادان، برانگیزد از آن گرد

که صد دانا نیارد چاره اش کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به دانش و همنشینی با نادانان هشدار می‌دهد. پیام کلیدی این است که باید از معاشرت با نادانان پرهیز کرد، زیرا این کار فقط موجب ناراحتی و زیان می‌شود. هرچند که ممکن است از افراد نادان چیزهای مادی دریافت کنیم، اما دوستی با آنها به ضرر روحیه و کیفیت زندگی ماست. فردی عاقل باید به دنبال معاشرت با افراد دانا باشد تا از تجربیات و دانش آنها بهره‌مند شود. در نهایت، نتیجه‌گیری می‌شود که همراهی با نادانان به مانند آتش جهنم است و بهتر است در کنار افراد نیکوکار و دانا زندگی کنیم.