بخش ۸۸ - پند پنجم سلیمی جرونی
سلیمی جرونی / شیرین و فرهاد / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بود پند من این پنجم که دانا
نگیرد سخت بر خود رنج دنیا
ببین دنیا و بر خود نیک برسنج
که دنیا نیست غیر از خانه رنج
دو در دارد جهان و آن کس برد سود
کزین در آید و زان در رود زود
سرای دهر را چون نیست بنیاد
خوش آن عاقل که در وی، رخت ننهاد
جهان دیوی ست کو خوش نیست با کس
نبندد دل کسی هرگز به ناکس
جهان چیزی ندیدم، بلکه جان نیز
نبندد هیچ دانا، دل به ناچیز
غم دنیا مخور تا می توانی
نصیحت گفتمت دیگر تو دانی
امل چون نیست غیر از ذل و پستی
غنیمت دان درین یک دم که هستی
منه بر بود و نابود جهان دل
که خوش گفت این سخن، آن مرد کامل
دو روزه عمر اگر داد است اگر دود
چنانچش بگذرانی، بگذرد زود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به هشدار دادن درباره زجر و رنجهای زندگی دنیا میپردازد و به شنونده توصیه میکند که به خود و وضعیت دنیا نیک بنگرد. شاعر اشاره میکند که دنیا فقط خانهای پر از درد و رنج است و بهتر است آدمی دلش را به چیزهای کمارزش نبندد. او تأکید میکند که زندگی کوتاه است و نباید بر روی چیزهای فانی و بیارزش تمرکز کرد. در نهایت، نصیحت میکند که غم دنیا را فراموش کرده و از لحظات زندگی بهرهبرداری کند، زیرا زندگی گذرا و کوتاه است.