نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۹۱ - پند هشتم سلیمی جرونی

سلیمی جرونی / شیرین و فرهاد / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

ز پند هشتمت گویم کزین پند

برآید اهل دولت را دل از بند

مرو تا جهد داری از پی دل

کزو کس را نیامد کام حاصل

دل از هستی خود یکباره بردار

مشو سرگشته گرد خود چو پرگار

بپوش از مهر دوران چشم و شو شاد

که خوش گفته‌ست این یک بیت استاد

همه مهری ز نادیدن بکاهد

هر آنچه چش نبیند دل نخواهد

دل از دل برکن و از دیده هم نیز

که باشد دیده و دل، هر دو یک چیز

ز اول دیده را بردوز و آنگاه

ز دل بگذر که آسان می‌شود راه

به تن شو خاک و زن بر دیده‌ها گرد

که خون از دیده و دل می‌خورد مرد

گر از جور زمان خواهی رهایی

مکن با دیده و دل آشنایی

که مرد از این و آن سیخ تفیده

گهی بر دل خورد گاهی به دیده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این پند هشتم، به اهمیت رهایی دل از وابستگی‌ها اشاره می‌شود. بر اساس این پند، برای رسیدن به آرامش و خوشحالی، بهتر است که انسان از پی دل خود برود و از دلبستگی به چیزهایی که نمی‌تواند درک کند، خودداری کند. دل و دیده به هم ارتباط دارند و باید هر دو را تحت کنترل درآورد. بهتر است آدمی از مهر و محبت‌های زودگذر دنیا چشم بپوشد و بر روی خویش تمرکز کند. در نهایت، برای رهایی از مشکلات و سختی‌های زمان، باید دل و دیده را از آشنایی با چیزهایی که باعث دردسر و ناراحتی می‌شوند، دور کرد.