جنید شیرازی
زندگینامهٔ جنید شیرازی
معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهرهمند شد و از او خرقۀ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به وعظ و تذکیر اشتغال داشت.از او دیوان شعری با بیش از هزار بیت به جا مانده است. (وفات: پس از ۷۹۱ق)دیوان وی به همت آقای امیر لطفزمان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار جنید شیرازی
شعرهای جنید شیرازی
- شمارهٔ ۱۷ — تا بوی روح پرور او در مشام ماست
- شمارهٔ ۲۴ — ملک کونین به آوازه ما مینرسد
- شمارهٔ ۱۹ — هر که بر ملک یقینش گذری افتاده است
- شمارهٔ ۲۲ — سالها خاک ره عشق به مژگان رفتیم
- شمارهٔ ۱۸ — گر من ز سر عشق تو رمزی بیان کنم
- شمارهٔ ۲۱ — چه می بود این که مستان را به یک ره بیخبر کردی
- شمارهٔ ۲۰ — نعیم جنت اگر بیجمال بیچون است
- شمارهٔ ۲۳ — کر از دل بستری زنگار زنگار
- شمارهٔ ۲۹ — دلم سپردم و هم جان و تن روانه اوست
- شمارهٔ ۳۰ — هرگز آن روز مبادا که نه عاشق باشم
- شمارهٔ ۲۶ — مطلع صبح صفا روی تو را میگویم
- شمارهٔ ۳۱ — مرا دلیست که با عشق بر نمیآید
- شمارهٔ ۲۵ — روز ازل که از تن خاکی اثر نبود
- شمارهٔ ۳۲ — هدهد ما دگر از ملک به ما مینرسد
- شمارهٔ ۲۸ — دلم به دور رخش میل لالهزار ندارد
- شمارهٔ ۲۷ — گرم به قول رقیبان برند از بر خویش
- شمارهٔ ۳۵ — حدیث عشق دردآمیز باشد
- شمارهٔ ۳۶ — تویی که وصل تو کام دل حزین من است
- شمارهٔ ۳۷ — به بوی وصل تو میپروریم جان در تن
- شمارهٔ ۳۳ — به حق آن که ندانم جز آستان تو بابی
- شمارهٔ ۳۸ — گر جان فشانی ای دل در پای یار اولی
- شمارهٔ ۳۴ — چند از فصل بهاران در کنار زنده رود
- شمارهٔ ۴۰ — اگر از زلف تو یک حلقه به دیدار آید
- شمارهٔ ۳۹ — تویی که حکم تو بر جان من روان باشد