نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۰۵ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

حسن از تاب و تب است از شعلهٔ دیدار او

رنگ را آتش به جان افتاده از رخسار او

خانهٔ تن راست از باد نفس بیم زوال

خواب راحت کی سزد در سایهٔ دیوار او

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

حسن به شدت تحت تأثیر دیدار معشوقش قرار دارد و از شوق او دچار التهاب و آشفتگی است. رنگ چهره‌اش به خاطر زیبایی معشوقش به شعله تبدیل شده و حالتی آتشین به خود گرفته است. وجود او به مانند بادی است که ممکن است به سرعت از بین برود و دیگر نتواند آرامشی در کنار معشوقش پیدا کند.