نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۰۱ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بخش 1

نیست آسان چارهٔ دیوانهٔ گیسوی او

در دهان مار باشد مهرهٔ بازوی او

چون گره از طرهٔ مشکین گشاید در چمن؟

کز شمیم گل غبار آلود گردد موی او

آنکه بال سرعت رنگش ز ضعف تن شکست

می برد همچون حنا از دست رنگ روی او

حبذا زلفی که بیزد هر سحر موج نسیم

در حریم نکهت سنبل عبیر بوی او

نه همین آشفته زلف از پهلوی رخسار اوست

نعل در آتش بود بر روی او ابروی او

چون نیابد دل ز فیض یاد رخسارش کمال

می کند آیینه را آدم مثال روی او

وقت آن کس خوش که شب ها کار جوهر می کند

پیچ و تاب فکر در آیینهٔ زانوی او

بخش 2

از صفا آیینه شور موج جوهر را نشاند

کرده ام هموار بر خود وضع ناهموار او

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از زیبایی و جذابیت موهای یک معشوق صحبت می‌کند. شاعر با استفاده از تشبیهات زیبا و بیانی شاعرانه، به توصیف ویژگی‌های ظاهری و تأثیرات آن بر دل و جان می‌پردازد. او به این نکته اشاره می‌کند که موهای او مانند گره‌ای هستند که در عین زیبایی، به سختی باز می‌شوند. همچنین، می‌گوید که زیبایی او اثراتی شگرف بر دیگران دارد و هر بار که به او فکر می‌کند، عواطف و هیجانات شدیدی را تجربه می‌کند. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که این زیبایی‌ها باعث تأثیرات عمیق در روح و جان او می‌شوند.