نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۱ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

بزم عشق است و قدح کام نهنگ است اینجا

باده خونابه صراحی دل تنگ است اینجا

شیشهٔ دل ز نزاکت گرهی بر باد است

آمد و رفت نفس صدمهٔ سنگ است اینجا

چشم پرخون جگر جام می گلناری

موج صهبا طپش بسمل رنگ است اینجا

در پس پرده غم حسن کلامم مخفی است

قفل گنجینهٔ لبها دل تنگ است اینجا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تصویرسازی از بزم عشق می‌پردازد که حال و هوای آن با اشاراتی به غم و شور و شوق همراه است. او از احساسات عمیق و دردهای ناشی از عشق سخن می‌گوید و به زیبایی و دل تنگی اشاره می‌کند. شیشه دل به عنوان نمادی از fragility یا آسیب‌پذیری در اثر عشق و تنهایی است. شاعر همچنین از چشمی پرخون و احساسات پنهان خود در پس پرده غم صحبت می‌کند، که نشان‌دهنده کشمکش‌های عاطفی و دل‌تنگی‌های اوست. در کل، این شعر تجسمی از عشق توأم با درد و زیبایی است.