شمارهٔ ۱۰۸۴ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
چو شبنم به که فارغ از امید بال و پر باشی
به دامان نگاه آویزی و صاحب نظر باشی
ره از خویش رفتن راست تا درگاه دل باشد
ز حال دل خبر یابی گر از خود بی خبر باشی
گذارد تیغ قاتل همچو موج از گرمی خونم
تو تا کی خیره سرای مدعی چون نیشتر باشی
شب هجران کز افغانت دل خارا را به درد آید
ز برق ناله جویا آفت کوه و کمر باشی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به احساساتی عمیق و دردناک اشاره میکند. او به تسلیم شدن در برابر سرنوشت و جدایی میپردازد و از بیخبری از خود سخن میگوید. در عین حال، به نگاه دیگران و تأثیر آنها بر دل خود اشاره دارد. استفاده از تشبیهها و تصاویری چون شبنم، تیغ قاتل و ناله به عمق احساساتی چون عشق و درد جدایی اشاره دارد. در نهایت، شاعر به جستجوی آرامش و درک از دردهای خود و دیگران اشاره میکند.