شمارهٔ ۱۰۸۹ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
مستور گشت رویش زیر نقاب نیمی
گویی که منکسف شد از آفتاب نیمی
چون برگ لاله را هر لخت دلی ز داغت
خون گشته است نیمی، گشته کباب نیمی
در حیرتم که چون رفت از خط تمام حسنش
بایست گردد آن رو بی آب و تاب نیمی
در دور رخ خط او نام خدا چو ماه است
بیرون ابر نیمی، زیر سحاب نیمی
از لطف و قهرش امشب پیمانهٔ دل من
نیمی پر از شراب است پرخون ناب نیمی
جویا شب وصالش نصف دلت شده خوش
بنمود چهره اما از بس حجاب نیمی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به توصیف زیبایی و رازآلودگی معشوق پرداخته است. شاعر از نقاب و حجابهایی که بر چهره معشوق است صحبت میکند و احساس میکند که زیبایی او به صورت کامل نمایان نمیشود. او با اشاره به تغییر حالت دلهای دلباختگان و تاثیر عشق بر آنان، عمیقاً در حیرت است که چگونه میتوان از زیبایی کامل او سخن گفت در حالی که تنها نیمی از آن نمایان است. تصاویر زیبا و شاعرانهای از عشق و احساسات هست که به تقابل لطف و قهر معشوق اشاره میکند. در نهایت، شاعر به امید وصال و دیدار بهتر معشوق اشاره میکند، حتی اگر این دیدار هم با حجابهایی همراه باشد.