نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۸ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

پیچ و تاب غم فزاید انبساط مرد را

دل طپیدن دست گلباز است عاشق درد را

هر که تن را دوست دارد دشمن جان خود است

به که افشانی ز دامان ذلت این گرد را

پشت و روی کار خود با چشم عبرت دیده است

چون گل رعنا نخواهد آنکه سرخ و زرد را

امتیاز اهل تجرد را بود از کسر نفس

نشکنند ارباب دفتر گوشهٔ هر فرد را

حاصلی جویا ز سرد و گرم عالم برنداشت

هر که نپسندید اشک گرم و آه سرد را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی احساسات و دردهای انسانی می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که غم، حال و احساس مرد را پیچیده‌تر می‌کند و دل عاشق همواره در حال طپیدن است. او تأکید می‌کند که اگر کسی فقط به جسم خود اهمیت دهد، در واقع به جان خود آسیب می‌زند. بهتر است که از ذلت و خواری پرهیز کنیم و نگذاریم زیبایی‌هایمان تحت‌الشعاع قرار بگیرند. همچنین، شاعر اشاره می‌کند که تواضع و تنگ‌نظری نباید بر ما غالب شود و کسی که از دنیای سرما و گرما چیزی نمی‌آموزد، نمی‌تواند از احساسات عمیق مانند اشک‌های گرم و آه‌های سرد بهره‌برداری کند. در نهایت، این شعر پیام‌هایی از عشق، درد، زیبایی و آگاهی را منتقل می‌کند.