نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۹ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از ترک آرزو بفزاید کمال ما

چون موج پرفشاندن دستی ست بال ما

عاشق فریب نیست بت خردسال ما

چون بار دل کشد صنم نونهال ما

از خویش رفتگان ره جستجوی دوست

پِی را رسانده اند به راهِ خیالِ ما

از سر به توبه، گرمی شوق می ام نرفت

نشکست این تب از عرق انفعال ما

عمریست بوسه ای ز تو می خواهم و هنوز

بال طپش زند ز لب ما سوال ما

در دام، صید از طپش افزون فتد به بند

شد زیرچرخ، بال و پر ما، و بال ما

کام دلم بر آر به یک بوسه زان دو لب

پیش تو ممکن است خیال محال ما

جان جهانیان همه پهلو به تن زند

جویا ز بسکه گشته مکدر زلال ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان عشق و longing شاعر نسبت به معشوق می‌پردازد. شاعر از آرزوها و احساسات خود سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که عشق حقیقتی عمیق و صادقانه است. او به زیبایی و جوانی معشوق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که حتی با وجود مشکلات و فاصله‌ها، همچنان مشتاق بوسه‌ای از اوست. همچنین، شاعر تأکید می‌کند که عشق و جستجوی معشوق باعث می‌شود که انسان به خواب و خیال‌های شیرین خود نزدیکتر شود و زندگی‌اش روشن‌تر گردد. در نهایت، او درخواست می‌کند که این عشق و بوسه برآورده شود تا شادی و آرامش به قلبش بازگردد.