نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۵ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

‏ چنان کز شهد و شکر نقل نوشین می‌شود پیدا

چو لب بر لب گذاری جان شیرین می‌شود پیدا

از این سنگین‌دلان قانع به زهراب جفا گشتم

وفا شهدی‌ست در دل‌های مؤمنین می‌شود پیدا

قران مهر تابانی است با کف الخضیب اینجا

چو با جام می آن دست نگارین می‌شود پیدا

مباد شوخی از یادش رود زین کم‌نگاهی‌ها

چو ناز از حد فزون گردید تمکین می‌شود پیدا

ز خون دل شوی گر آبیار گلشن طبعت

سخن رعناتر از گل‌های رنگین می‌شود پیدا

به سان بوی گل رنگ از رخ خوبان هوا گیرد

چو ساغر در کف آن مست شلایین می‌شود پیدا

چنان کز صبح صادق پنجهٔ خورشید سر برزد

ترا از آستین دست نگارین می‌شود پیدا

کنم غربال اگر در جستن دل کوه و صحرا را

همان در کوچه بند زلف مشکین می‌شود پیدا

مجو کیفیت صاف غم از هر ساغری جویا

شراب درد در دل‌های خونین می‌شود پیدا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ لذت عشق و زیبایی‌هایی است که از آن سرچشمه می‌گیرند. شاعر به مراتب مختلفی از عشق و زیبایی اشاره می‌کند و رابطه‌ای عمیق بین عشق و حس خوشایندی که به انسان می‌دهد، برقرار می‌کند. او تأکید دارد که وفا و محبت همچون شهد و شیرینی در دل مؤمنان وجود دارد و با ذکر تمثیلات مختلف به توصیف زیبایی‌های عشق و احساسات انسانی می‌پردازد. همچنین یادآور می‌شود که با توجه به زیبایی‌های عشق، حتی در سختی‌ها و غم‌ها نیز می‌توان شیرینی و خوشی را یافت.