نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۹ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به رویم دیدهٔ حیران در فیضی گشود اینجا

چو شبنم باختم از یک نگه بود و نبود اینجا

نماز و سبحه و کبر و ریا ارزانی زاهد

بود بر خاک خجلت روی مالیدن سجود اینجا

کدامین عیب باشد هم ترازو خودستایی را

بود بر ساده لوحی رحم کو خود را ستود اینجا

چه پرسی حال دل کان غمزه هر کس را بزد تیغی

نخستین ضرب دست خویشتن را آزمود اینجا

چو گل تا کی سراپا خنده بودن ای ز خود غافل

فغانی هم چو بلبل می توان گاهی سرود اینجا

گشاد کار دل در بند خاموشی بود جویا

چه درها بر رخم از لب فروبستن گشود اینجا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر با طعنه و انتقاد به زاهدان و جامعه‌ای که به ظاهر پرهیزکارند، به موضوعات روحانی و درون‌نگری می‌پردازد. شاعر از حیرت و شگفتی خود در مواجهه با حقیقت سخن می‌گوید و به ریاکاری و خودستایی زاهدان اشاره می‌کند. او بر این باور است که مردم باید به جای کبر و ریا به خلوص نیت توجه کنند. شاعر همچنین به نقد رفتارهای انسانی می‌پردازد و می‌گوید که هریک از ما، اگر تا به حال غافل بوده‌ایم، باید در خود نگریسته و از خود پرسش‌هایی بپرسیم. او به زیبایی و شادی واقعی که در دوری از غفلت نهفته است، اشاره کرده و به اهمیت ابراز وجود و آزادی بیان اشاره دارد. در نهایت، شاعر خواستار گشودن درهای دل و گفتن حقیقت است.