شمارهٔ ۱۴۷ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
هست هر حرف تو شکر را جواب
و آن دو لب قند مکرر را جواب
قطرهٔ اشک نهان در دیده ام
در صدف گردیده گوهر را جواب
حسن رخسار و دهان تنگ او
می دهد صد خلد و کوثر را جواب
می کند رنگین تر از طاووس خلد
از لب لعلش کبوتر را جواب
قد موزونش دهد در صحن باغ
مصرع شوخ صنوبر را جواب
داده روی و موی و چشم مست او
سنبل و نسرین و عبهر را جواب
گر کنی آئینه دل را، می دهی
در فقیری صد سکندر را جواب
مرغ دل در آتش سوزان عشق
می دهد جویا سمندر را جواب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوقهاش اشاره دارد و میگوید که هر زیبایی و خصوصیتی که در او وجود دارد، پاسخگو و جوابگوی زیباییهای چندگانه دیگر در جهان است. او از اشکهای پنهانیاش سخن میگوید که به مروارید تبدیل شدهاند و از حسن رخسار و دهان معشوقهاش که میتواند بر بهشت جوابگو باشد. همچنین شاعر به زیباییهای طبیعی مانند رنگین کمان، لبهای لعل و قد موزون او اشاره میکند و به این نکته میرسد که شخصی با دلپاک همچون معشوقهاش میتواند در فقر هم سنگینتر از سکندر باشد. در نهایت، عشق او را بر میانگیزد و در دلش آتش سوزان عشق شعلهور میشود.