شمارهٔ ۱۵۰ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
افتاد عکس عارضت ای مه جبین در آب
شد موسم بهار گل آتشین در آب
شمشیر موج تیغ سیه تاب می شود
شوید سیاه بخت غمت گر جبین در آب
با اشک ریزد از مژهٔ صافست گر دلت
آری همیشه درد بود ته نشین در آب
مینای چرخ تا شده لبریز اشک ما
مانند درد اده نهان شد زمین در آب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و غم عشق میپردازد. شاعر از تصویری که از معشوق خود در آب میبیند، صحبت میکند و به بهار و زیبایی گلها اشاره میکند. اما در عین حال، غم و درد همواره با اوست. اشکهایی که از چشمانش میریزد نشاندهندهی عمق این درد است و بیان میکند که این احساس قلبی همیشه در زیر سطح وجود دارد. زمین نیز به مانند احساسات او در آب پنهان است. در کل، شعر احساساتی متضاد از زیبایی و غم را به تصویر میکشد.