شمارهٔ ۱۵۴ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
زور شور گریه ای می شد به خواب
خواب می آرد بلی آواز آب
بوی تحقیق از مقلد نشنوی
کس نگیرد از گل کاغذ، گلاب
در بلند و پست دنیای اسیر
کشتی ات بشکست از موجب سراب
لازم هر کس بود طول امل
هست بر پا خیمهٔ تن زین طناب
کی گذارد غنچهٔ او را بحرف
بسکه باشد نرگسش حاضر جواب
چون زگل شبنم عرق از روی او
هر سحر چیند به دامن آفتاب
با دل نازک نسازد انبساط
هست برجا غنچه تا باشد حباب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تصویر کشیدن احساسات انسانی و تناقضات زندگی میپردازد. شاعر از گریه و خواب به عنوان نشانههایی از ناامیدی و امید یاد میکند و به بوی تحقیق و جستجوی حقیقت اشاره دارد. همچنین، نمادهایی چون غنچه و نرگس به زیبایی و تکرار زندگی اشاره دارند. در نهایت، شعر به این موضوع میپردازد که زندگی دائماً در حال تغییر است و انسان باید با صبر و امید در کنار چالشها قرار بگیرد.