نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۳ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

گر بخرامد، نسیم خلد برین است

چون بنشیند، بهشت روی زمین است

ناز تو رنگینی جمال تو افزود

شهپر طاووس حسن، چین جبین است

مست نگاهم، تبسمی مزه ام بس

لعل تو از خنده پستهٔ نمکین است

از چه نگردم به گرد دشت چو مجنون

لیلی چشم سیهت خانه نشین است

دیدهٔ بد دور از رخی که ز عکسش

آینه رشک نگارخانهٔ چین است

برد ز جویا توان و صبر به یغما

نرگسش مستش که رهزن دل و دین است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت عشق و معشوق می‌پردازد. شاعر با استفاده از تشبیهات زیبا از بهشت و طاووس، جمال معشوق را توصیف می‌کند و بیان می‌کند که نگاه و لبخند او چقدر مغرورکننده و دلنشین است. احساس عشق به طوری عمیق است که شاعر نمی‌تواند از یاد معشوق دور شود و مانند مجنون دلبسته‌ی لیلی، فقط به او می‌اندیشد. در نهایت، شاعر به تأثیر محبت و جذبه‌ی معشوق بر دل و دین خود اشاره می‌کند و به نوعی به بی‌تابی و حیرت خود در این عشق اعتراف می‌کند.