نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۱ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

پرده از کار تو بی باکی صهبا برداشت

کوه تمکین ترا زور می از جا برداشت

کاش برداشتی از خواش دنیا دل را

آنکه بر دوش هوس بار تمنا برداشت

داده رم وحشت ما کوهکن و مجنون را

این به کهسار شد و آن ره صحرا برداشت

نقش نعلین تجرد سزدش مهر منیر

آنکه پا از سر دنیا چو مسیحا برداشت

کرده آزاد شب هجر تو فیض اشکم

زور این سیل مرا سلسله از پا برداشت

ریگ صحرای نجف گرنه روان است چرا

در رهش آب حیات آبله پا برداشت

عشق جویا چو به تعمیر خرابی پرداخت

طرح ویرانی دلها ز دل ما برداشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف عشق و احساسات عمیق خود می‌پردازد. او از دل‌مشغولی‌ها و آرزوهای انسانی صحبت می‌کند و به این نکته اشاره می‌کند که گاه انسان‌ها با خواسته‌های دنیا دچار مشکل می‌شوند، در حالی که می‌توانند از آن‌ها آزاد شوند و به حقیقت‌های عمیق‌تر وجود خود پی ببرند. شاعر به زیبایی‌های عشق و ناملایمات جدایی اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه احساسات می‌توانند انسان را به اوج و قعر ببرند. در نهایت، او از ویرانی‌های ناشی از عشق سخن می‌گوید و تأثیرات آن بر دل‌ها را توصیف می‌کند.