شمارهٔ ۲۲۵ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
دشمن جان و تنش تاج زر است
هر که همچون شمع زرین افسر است
سبزهٔ خط را دهد نشو و نما
داد از حسنت که دشمن پرور است
با خیال آن سر مژگان مرا
تکیه گاه دیده نوک خنجر است
کی شناسد کس شهید ناز را
زخم تیغت را نشان دیگر است
پلک و مژگانم به راه شوق او
طائر نظاره را بال و پر است
کشتی دل را چو طوفانی شود
ذره ای صبری به از صد لنگر است
هم سری با تاجدارانش رواست
هر که جویا خاک پای قنبر است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به توصیف محبت و زیبایی میپردازد و از دشمنی که جان و تنش را تحت تأثیر قرار داده، سخن میگوید. او با تشبیه به شمع و سبزه، به زیبا بودن عشق و زیبایی محبوبش اشاره میکند. زخمها و رنجهایی که از عشق میبرد، را نیز به نوعی خال و نشان میداند. همچنین، امید و شوق به محبوب به او قدرت و بال و پر میدهد. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که در این عشق، طلب خاک پای محبوب نیز با ارزش است.