شمارهٔ ۲۲۸ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
وارستگی از خویش ترا رهبر فیض است
دلبستگی تست که قفل در فیض است
مانند نسیم سحری در ره شوقش
پرواز دل از سینه به بال و پر فیض است
از جوش صفا طعنه زن طور تجلی است
آن سینه که از یاد خدا مظهر فیض است
پیداست ز در باری بحرین دو چشمم
کز یاد کسی دل صدف گوهر فیض است
تا جلوهٔ دیدار بود گرم تجلی
جویا به رخم دیدهٔ حیران در فیض است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مفهوم وارستگی و دلبستگی در مسیر رسیدن به فیض و رحمت الهی میپردازد. شاعر بر این باور است که رهایی از وابستگیها، راهی به فیض است و در این مسیر، دلهای مشتاق همچون نسیم صبحگاهی پرواز میکنند. همچنین، یاد خدا و تجلیهای الهی در سینهها موجب دریافت فیض میشود و چشمها به یاد محبوب، همچون صدفی در جستجوی گوهر فیض هستند. در نهایت، دیدار و تجلی حقایق الهی، حیرت و شگفتی را در دلها ایجاد میکند.