شمارهٔ ۲۳۷ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
هیچ اثر از پختگی ها با زبان معلوم نیست
این ثمر را بسکه خام است استخوان معلوم نیست
از دلایل راه حق چون رشتهٔ گوهر گم است
جادهٔ این ره ز بس سنگ نشان معلوم نیست
اهل حق را خصمی گردون نباشد در نظر
بازوی پر زور را زور کمان معلوم نیست
هرزه گویان را سزد با بی کمالان احتیاط
زشتی آواز بر گوش گران معلوم نیست
دیده بگشا! موی را با آن میان نسبت مده
زآنکه مو معلوم و آن موی میان معلوم نیست
گردش گردون به دست قدرت پیرم علی است
بر مراد من نگردد آسمان؟ معلوم نیست!
از هنر فیضی نمی یابند ارباب هنر
لذت گفتار جویا بر زبان معلوم نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان ناپختگی و کمبود وضوح در مسائل مختلف میپردازد. شاعر میگوید که نشانههایی از پختگی و حقیقت در زندگی به وضوح دیده نمیشود و بسیاری از مسائل به دلیل پیچیدگیاش درک نمیشوند. او به این نکته اشاره میکند که درک حقیقت و استعداد افراد به راحتی ممکن نیست و برخی افراد به دلیل عدم کمال، باید احتیاط کنند. همچنین، شاعر به عدم توانایی در شناخت حقیقت و هنر اشاره کرده و بیان میکند که حتی بزرگترین هنرمندان نیز ممکن است از لذت و عمق هنر بیبهره باشند. به طور کلی، شعر بر پیچیدگی زندگی و ناپایداری حقیقتها تأکید دارد.