شمارهٔ ۲۴ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
زهی از بادهٔ شوق تو ساغر کاسهٔ سرها
نهان در هر دل از شور تمنای تو محشرها
به باغ از جلوهٔ رنگین فروزی آتش رشکی
که دود از گل گل طاووس برخیزد چو مجمرها
به بحر خون، تپیدنهای دلها کی عبث باشد؟
به جایی می رسد آخر تلاش این شناورها
زشرح زخمهای سینه کردم نامه ای انشا
که باشد چاک چاک از درد او بال کبوترها
تماشا دارد امشب سینهٔ سوراخ سوراخم
به دم آورده است از داغها فوج سمندرها
گدای نعمت دردم به راه جست و جو جویا
ببندم بر میان دل را، چو کشکول قلندرها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عواطف عمیق عشق و شوق اشاره دارد. شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند که دلها را تحت تأثیر قرار میدهد و در جایی از آن تشبیهاتی از آتش و دود استفاده میکند. او به زخمهای عاطفی خود میپردازد و آنها را به نامهای تشبیه میکند که از درد ناشی از عشق نوشته شده است. همچنین، شاعر به تماشای رنجهایش میپردازد و رابطهاش با درد و امید را به تصویر میکشد. در نهایت، او به جستوجوی نعمتها در دل خود اشاره کرده و به تلاش برای یافتن آرامش و رضایت میپردازد.