شمارهٔ ۱۹ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ایمن از جور حوادث ساخت عجز من مرا
شیشه جانیها حصاری گشت از آهن مرا
چون نباشم خوشدل از بیتابیی کز درد اوست
صبح نوروزیست هر چاکی ز پیراهن مرا
آتشم؛ آتش، مکن تکلیف سیر گلشنم
پر فشانیهای بلبل می زند دامن مرا
بر نمی تابد مزاج نازکم گلگشت باغ
بی دماغ از نکهت گل می کند گلشن مرا
پردهٔ فانوس نتواند حجاب شمع شد
کی نهان در سینه می ماند دل روشن مرا
بار سنگین گریبان برنتابد وحشتم
در جنون جویا چو صحرا بس بود دامن مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق و پیچیده شاعر است. شاعر از سختیها و دردهای زندگی خود سخن میگوید و به نحوی از ضعف و ناامیدی خود در برابر حوادث اشاره میکند. او همچنین به زیباییها و خوشیها اشاره میکند، مانند گلها و پرندگان، ولی در عین حال حس میکند که این زیباییها او را به سمت درد و اندوه میکشانند. در کل، شعر توصیف کننده یک دلمشغولی عاطفی و کشمکش درونی است که شاعر در تلاش برای درک و مدیریت احساسات خود است.