نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۴ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هست آنچه از زبان تو بیگانه نام ماست

چیزی که نیست محرم گوشت پیام ماست

لبهای آن صنم به دو عالم برابر است

منت خدای را که دو عالم به کام ماست

عشقی به طاق ابروت از دور می زنیم

هندوی رام چشم ترا رام رام ماست

آگه نه ای ز حال اسیران نبرده را

پای دلت به حلقهٔ چشمی که دام ماست

لبریز مهر ساقی کوثر بود دلم

شکر خدا که صاف محبت به جام ماست

ماییم از سگان در مرتضی علی

شیر درنده فلک امروز رام ماست

نواب ما زفتح تبت کامیاب شد

جویا هزار شکر که دنیا به کام ماست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی عشق و محبت را توصیف می‌کند. شاعر از زبان بیگانه‌ای یاد می‌کند که نام او را می‌خوانند و همچنین به احساسات عمیقی اشاره دارد که از عشق به معشوق نشأت می‌گیرد. لب‌های معشوق طبق گفته شاعر به قدری زیباست که در دنیا بی‌نظیر است و او به خاطر وجود معشوق شکرگزار خداست. همچنین اشاره می‌شود که دل شاعر پر از مهر و محبت است و از وضعیت اسیران عشق نگران است. در نهایت، شاعر خود را در مقام پیروان علی (ع) می‌بیند و بر کامیابی خود در دنیا تأکید می‌کند. در کل، شعر بیانگر عواطف روحانی و عشق الهی است.