شمارهٔ ۲۴۷ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
همتم کم نتواند برداشت
دولت جم نتواند برداشت
گر دو تا نیست قدم از ضعف است
قامتم خم نتواند برداشت
هر قدر راندم از جا نروم
رام او رم نتواند برداشت
چون دهم شرح سرشک افشانی
نامه ام نم نتواند برداشت
حیف بر چرخ که با این تن و توش
از دلی غم نتواند برداشت
آنچه در دیده ز دل جویا ریخت
ساغر جم نتواند برداشت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان ناتوانی و محدودیتهای انسان در برابر مشکلات و فشارهای زندگی میپردازد. شاعر به ضعف و ناتوانی خود اشاره میکند و میگوید که هیچکس نمیتواند بار سنگین غم و رنج او را بردارد. او همچنین به احساسات عمیق و دردهایی که در دل دارد، اشاره میکند که هیچچیز نمیتواند آنها را درمان کند. بهطور کلی، شعر به نوعی اندوه و ناامیدی از وضعیت زندگی و ناتوانی در رفع مشکلات تأکید میکند.