شمارهٔ ۲۸۶ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
رفتن از خویش به یادش سفر مردان است
وادی بی خبری رهگذر مردان است
تیغ صاحب جگران است بریدن زجهان
چشم بستن ز دو عالم سپر مردان است
ناز بر زندگی خضر کند کشتهٔ عشق
هر که سر باخت در این راه سر مردان است
اضطرابم به ره وادی مقصود رساند
طپش دل ز غمش بال و پر مردان ا ست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار بیانگر سفر روحانی و معنوی مردان است. آنها به نوعی از خودگذشتگی و رهایی از دنیا اشاره میکنند. در این مسیر، چشم بستن از جهان و تحمل دردها نشان از شجاعت مردان دارد. عشق به زندگی و ایثار در این راه برای آنان ارزشمند است و اضطراب و ناآرامی نیز در نهایت به راهیابی به مقصدی والا منجر میشود. به طوری کلی، این اشعار تأکید بر تلاش و ایثار در جستجوی حقیقت دارد.