شمارهٔ ۲۸۷ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
چرخ خاکستری از آتش سودای من است
وسعت آباد جهان گوشهٔ صحرای من است
فیض باطن سبب زینت ظاهر باشد
چاک دل غنچه صفت زیب سراپای من است
طرفه انداز خرامی است ترا فرش رهت
تا نظر کار کند چشم تمنای من است
نبض بیمار صفت در ره شوقش جویا
جاده گرم طپش از گرمرویهای من است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف احساسات عمیق و عاشقانه شاعر میپردازد. تصویر "چرخ خاکستری" به عنوان نمادی از آرزوها و آتش دل شاعر است. او جهانی وسیع را در گوشهای از دلش میبیند و زیبایی باطن را به زینت ظاهر ارتباط میدهد. همچنین، شاعر به حرکات معشوق اشاره میکند که چقدر برای او تاثیرگذار است و عشقش را همچون نبضی بیمار توصیف میکند که در مسیر شوق او جاری است. در کل، شعر غرق در احساسات عاشقانه و زیباییهای درونی و بیرونی است.