شمارهٔ ۲۹۰ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
چرخ را از تو نکو روی تری یاد کجاست؟
آدمی در دو جهان چون تو پریزاد کجاست؟
غنچه آسا دلم از ضبط فغان بی تو شکافت
خامشی کشت مرا، شوخی فریاد کجاست؟
مرگ در حسرت دیدار چو جان سیر منست
کاردانی به جوانمردی فرهاد کجاست؟
سخت ویران شدهٔ بی غمی ام درد کسی
که دلم را زخرابی کند آباد کجاست؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به جستجوی یاری میپردازد که در دو جهان نظیر او نباشد. او با حسرت و غم از فراق معشوق سخن میگوید و احساس تنهایی و نابودی در absence او را توصیف میکند. مرگ برای او در حسرت دیدار معشوق است و به دنبال کسی است که بتواند آلام او را تسکین دهد و دل ویرانش را آباد کند.