نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹۲ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

از سیه مستی ندانم گل چه و گلشن کجاست

کو گریبان و چه شد پیراهن و دامن کجاست

نقش ارژنگ است از رنگینی نقش خیال

سادهٔ پرکار چون چشم سفید من کجاست

آفت ایوب دردم، تشنهٔ جام شفاست

محنت یعقوب هجرم، بوی پیراهن کجاست

پشت بر دیوار هستی رو به مقصد رفته ام

گشته ام هم بزم جان جویا ندانم تن کجاست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از حالتی گیج و ناآگاه صحبت می‌کند و نمی‌داند زیبایی (گل و گلشن) در کجاست. او به دنبال نشانه‌هایی از عشق و زیبایی است، اما نمی‌تواند آن‌ها را بیابد. همچنین به درد و رنج خود اشاره می‌کند و به یادآوری قصه‌های آشنا، چون ایوب و یعقوب، می‌پردازد. در نهایت، او از زندگی و مقصدش دور شده و در جستجوی حقیقت و وجود خود، احساس گم‌گشتگی می‌کند.