شمارهٔ ۲۹۳ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
دختر رز خلف سلسلهٔ بیهوشی است
توبه از می به حقیقت گلهٔ بیهوشی است
آن گرانمایه متاعی که ز خود می جویی
با خبر باش که در قافلهٔ بیهوشی است
پی به مقصد نبرد سلسله برپای شعور
طی این بادیه بر راحلهٔ بیهوشی است
سخنم را نمک از پهلوی مستی باشد
گل تحسین به سر ما صلهٔ بیهوشی است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تفسیر و توضیح مفهومی از بیهوشی و غفلت از حقیقت میپردازد. شاعر از می به عنوان نمادی از بیهوشی و غفلت یاد میکند و به جستجوی حقیقت اشاره دارد. او میگوید آنچه که در واقع جستجو میکنیم، در اصل در قافله بیهوشی قرار دارد. شاعر به این نکته اشاره دارد که برای رسیدن به مقصد و درک واقعیات، باید از این بیهوشی رهایی یابیم. در نهایت، سخن او نشان میدهد که تحسین و توجه واقعی از لطافت و شعور ناشی میشود و باید درک کنیم که همه اینها در سایه بیهوشی قرار دارند.